يكم. در روزهاي اخير خبرها از جانب رسانههاي اقتدارگرا همگي داراي اهداف مشتركي است: 1- گرفتن نوك پيكان حمله به اصلاح طلبان با انواع ترفندها2- خط و نشان كشيدن براي اصلاح طلبان و انواع تهديدها3- نشان دادن چهرهاي وابسته از اصلاحطلبان4- و در نهايت آماده كردن بستر حذف آنان در انتخابات
يكم. در روزهاي اخير خبرها از جانب رسانههاي اقتدارگرا همگي داراي اهداف مشتركي است:
1- گرفتن نوك پيكان حمله به اصلاح طلبان با انواع ترفندها
2- خط و نشان كشيدن براي اصلاح طلبان و انواع تهديدها
3- نشان دادن چهرهاي وابسته از اصلاحطلبان
4- و در نهايت آماده كردن بستر حذف آنان در انتخابات
با مشاهده گذرا بر روي تيترهاي روزهاي اخير تمامي اين رسانهها از رسانه ملي گرفته تا نشريات وابسته به حكومت مانند كيهان خواهيد ديد اين چهار مورد به وفور در آنها ديده ميشود.
بر كسي پوشيده نيست كه تمامي اين تلاشها و تهمتها و افتراها و شيطنتهاي رسانهاي و چسباندن حرفهاي نزده به برخي اصلاحطلبان تنها براي رسيدن به گزينه چهارم است، يعني بستر سازي حذف كامل اصلاح طلبان موثر از انتخابات آتي و آماده كردن فضا براي برپا كردن دوباره يك مجلسي مشابه امروز و از پيش تعيين شده، مانند آنچه در مجلس هفتم رخ داد.
دوم. بررسي گفتارها و رفتارهاي اين رسانهها در سالهاي اخير و به خصوص پس از پيروزي محمود احمدينژاد در انتخابات رياست جمهوري نشان دهنده اين مسئله است كه در هر مقطع زماني اقتدارگرايان با شادماني تمام اعلام كردهاند كه مردم از اصلاح طلبان نااميد شدهاند و ديگر به آنان اطمينان ندارند.
در مقطع زماني پس از انتخابات جريان پيروز در آن دوره با هدف تحقير اصلاحات و اصلاح طلبان مدام با به كار بردن اخبار و تحليلهاي اينگونه سعي در نااميد كردن اين جريان سياسي و به نوعي بي انگيزه كردن اين جريان براي ادامه حيات و خالي كردن صحنه را براي رقيب در آينده خالي بود، كه البته اين هدف تا به امروز به سد استقامت اصلاحطلبان خورده است.
سوم. با نزديك شدن به يك مقطع سرنوشت ساز در عرصه تصميم سازي كشور از سوي مردم، اين رسانهها كه تا ديروز داد و فغان بر ميآوردند كه اصلاح طلبان و مردم در دو خط دو جدا شده از هم حركت ميكنند، امروز سعي ميكنند زمينه حذف آنان را قبل از انتخاب مردم آماده كنند.
حال سئوال اين است كه پس اين همه ترس و نگراني براي چيست؟ مگر مردم از اصلاح طلبان نااميد نشده بودند؟ مگر اين مردم نبودند كه مشت محكمي در انتخابات رياست جمهوري به دهان اصلاحات زدند؟ پس چرا امروز سعي ميشود به هر بهانهاي آنان را ناجوانمردانه از صحنه حذف كرد؟
پاسخ به اين سئوال شايد حاوي اين نكته اساسي باشد كه اقتدارگرايان نيز به خوبي خود اصلاحطلبان دريافتهاند كه رمز شكست اصلاح طلبان در گذشته تفرقه بوده است و امروز به مدد محمد خاتمي و عقل جمعي، ائتلاف جايگزين تفرق شده است و اين امر جز نويد پيروزي در آينده نخواهد بود و به همين دليل است.
امروزه در اردوگاه محافظه كاران و اقتدارگرايان تفرقه حرف اول را ميزند و به همين دليل تمام تلاش آنان اين شده است كه اين تفرقه را به خارج از محيط خود و اصلاح طلبان تعميم دهند.
چهارم. امروزه بر ماست كه با نگاه پختهتر نسبت به گذشته، در پي ساختن آينده باشيم و نشان دهيم كه در چرخه روزگار اصلاحات را تفديده كرده است و نگاهمان به پيش پايمان نيست و ائتلاف و اتحاد و همبستگي و مشاركت دستهجمعي را راهكار نجات كشور ميدانيم.










